خرید بک لینک

غزل در آغوش سپید
کالبدشکافیِ یک نگاهِ شکسته
سپیدِ آغازین

موریانه‌ها،
رسالتشان را در پیله‌یِ سکوتم آغاز کرده‌اند.
اینجا،
لاشه‌یِ یک نگاهِ شکسته
رویِ دستِ ثانیه‌ها باد کرده است.
بگرد...
در میانِ این ویرانه‌هایِ کاغذی،
شاید استخوانِ عشقی را بیابی
که پیش از تولّد، خاکستر شد.

کالبدشکافیِ یک نگاهِ شکسته

غزلِ میانی

عاقبت عشقِ تو را در اَلَمم باید جُست
رازِ این فاجعه را در عدمم باید جُست

​رفتی و در شبِ تاریکِ خیالم ماندی
ردّپایِ تو ز نو در قلمم باید جُست

​گرچه از خنده‌یِ تو عطرِ بهاری مانده‌ست
کفرِ چشمانِ تو را در صنمم باید جُست

​رفتنت در دلِ من داغِ قدیمی گل کرد
حاصلِ عشقِ تو را در رقمم باید جُست

​تو از این شاعرِ دیوانه گذر خواهی کرد
بعد از این سایه‌یِ تو در قدمم باید جُست

سپیدِ خاتمهی

آینه‌ها دروغ نمی‌گویند،
تنها، حقیقت را وارونه کالبدشکافی می‌کنند.
ردیفِ واژه‌هایم،
در انجمادِ یک لبخندِ مسخ‌شده، جان داده‌اند.
و من،
به دنبالِ نقطه‌ای می‌گردم
تا این خطِ ممتدِ نبودنت را،
برایِ همیشه کور کنم.

✍️ شاعر: جلیل میاحی
"همیشه یک نفر جا می‌ماند..."
jalilmayahi. | MayahiPoet.

برچسب: نویسنده: کیارش پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:10

صفحه بندی