خرید بک لینک

چهارپارهٔ
«شب یلدا»

بند یک
شب فراز آمد، سراسر پرده‌دار
خانه لبریز از سکوتِ رازدار
شمع لرزید و زمان آهسته گفت:
«این درازا تا سحر دارد شمار»

شب یلدا چهار پاره

بند دو
پیرِ پاییز از عبورِ بادِ سرد
ریخت برگِ خویش در دامانِ دَرد
در دلِ این شامِ کش‌دارِ زمستان
دانه‌ای لرزید، پنهان، سبز و زَرد

بند سه
مادرم، آن مِهرِ خاموشِ نجیب
چای را چون مرهمِ جان می‌فریب
هرچه یلدا قد کشید از ژرفِ شب
صبح، آوازش شکافت این خطِّ شیب

بند چهار
شب اگرچه تیره‌گون، سنگین، دراز
می‌رسد اتمامِ این صبرِ نیاز
یلدا یعنی وعدهٔ روز بعدیِ نور
در دلِ تاریکِ ما، روشن‌سازرِ استوار

✍️ شاعر: جلیل میاحی
"همیشه یک نفر جا می‌ماند..."
jalilmayahi. | MayahiPoet.

برچسب: نویسنده: کیارش پارسامنش تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 6:10

صفحه بندی